الشهيد الثاني (مترجم: مخبر دزفولى)
92
مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى)
نعم اصيب اليوم قال عبد اللَّه بن جعفر احفظ حين دخل رسول اللَّه على امّى فنعى اليها ابى و نظرت اليه و هو يمسح على رأسى و رأس اخى و عيناه تهراقان الدّموع حتّى تقطّر لحيته ثمّ قال اللهمّ انّ جعفرا قد قدّم الى حسن الثّواب فاخلفه في ذرّيّته باحسن ما خلفت احدا من عبادك في ذرّيته ثمّ انّه ( صلّى اللَّه عليه و آله ) قال يا اسماء الا ابشّرك قالت بلى بابى انت و امّى فقال انّ اللَّه عزّ و جلّ جعل لجعفر جناحين يطير بهما في الجنّة . هنگامى كه جعفر بن ابى طالب ، در جنگ موته شهيد شد ، پيغمبر اكرم تشريف آورد نزد اسماء زوجهء جعفر بن ابى طالب به او فرمود : فرزندان جعفر را حاضر كن فرزندان جعفر را پيش پيامبر حاضر كردند ، آن حضرت آنها را در آغوش گرفت و دست بر سر آنها مىكشيد و آنها را مىبوسيد . اسماء عرض كرد : مگر جعفر شهيد شده ؟ حضرت فرمود : بله ، امروز بفيض شهادت رسيده است . عبد اللَّه بن جعفر گويد : من اين خاطره را خوب به ياد دارم ، كه پيغمبر اكرم ، بر مادرم اسماء وارد شد ، و خبر شهادت پدرم را ، به او داد ، در حالى كه رسول اللَّه دست محبت و احسان بر سر من و برادرم مىكشيد ، و چشمانش پر از اشك بود ، بطورى كه اشكش بر محاسنش ريخته مىشد . سپس دست به دعا برداشت و عرض كرد : بار خدايا ، جعفر به بهترين ثواب وارد گرديد ، پس تو جانشين او باش در ذريه و فرزندانش به بهترين سرپرستى كه به فرزندان بندگان صالحت نمودهاى . سپس فرمود : اى اسماء ، تو را مژدهاى بدهم ؟ عرض كرد : آرى ، پدرم و مادرم به فدايت . فرمود : خداى تعالى براى جعفر دو بال قرار داده كه با آنها ، در بهشت پرواز مىكند . 13 - گريه پيامبر در شهادت جعفر بن ابى طالب و زيد بن حارثه عن ابى عبد اللَّه ( عليه السّلام ) عن ابيه عن النّبىّ ( صلّى اللَّه عليه و آله ) انّه قال لمّا جاء الخبر بوفات جعفر بن ابى طالب رضى اللَّه عنه و زيد بن حارثة كان اذا دخل بيته بكى عليهما جدّا و قال كانا يحدّثانى و يؤنّساني فجاء الموت فذهب بهما . حضرت صادق از پدرش امام باقر او از پيغمبر اكرم نقل مىكند : وقتى خبر شهادت جعفر بن ابى طالب و زيد بن حارثه به او رسيد ، هر وقت داخل خانه مىشد جدا برايشان گريه مىكرد و مىفرمود : اين دو انيس و همزبان من بودند . مرگ ايشان را از دست من برد . 14 - گريه دختر زيد بن حارثه در مرگ پدرش عن خالد بن سلمة قال لمّا جاء نعى زيد بن حارثة الى النّبى ( صلّى اللَّه عليه و آله ) اتى النّبىّ